آخرین مقالات

خانه » پروژه دانشجویی » حقوقی و قضایی » دانلود پروژه حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران

دانلود پروژه حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران

فصل اول: تاریخچه حقوق اساسی ایران

جغرافیای طبیعی ایران………………………

نگاهی اجمالی بر تاریخ سیاسی- مذهبی ایران…….

ایران در ادوار پیش از اسلام (ایران باستان)……

حکومت هخامنشی…………………………….

دوره سلوکیها و اشکانیان……………………

دوره ساسانیان…………………………….

ایران در ادوار بعد از ظهور اسلام (ایران اسلامی)..

ایران در دوران خلافت امویان و اوایل خلافت عباسیان

ایران از نیمه قرن ۸ میلادی تا حمله مغول‌ها…….

ایران از حمله مغول‌ها تا جلوس صفویه بر سرید سلطنت…

ایران از صفویه به بعد (ایران شیعه)………….

اول- ایران از صفویه تا انقلاب مشروطیت………..

دوران صفویه‌ها…………………………….

حکمرانان زند……………………………..

قاجاریه………………………………….

وضع عمومی ایران در اواخر قرن ۱۳ هجری………..

اختیارات پادشاه…………………………..

صدر اعظم یا وزیر اعظم……………………..

قوانین…………………………………..

مجازات‌ها…………………………………

نهضت مشروطیت……………………………..

دوم- ایران از انقلاب مشروطیت تا انقلاب اسلامی…..

نگاهی‌جمعی و کلی بر مطالب آمده در قانون‌اساسی مشروطیت و متمم آن در وظایف مجلس- حدود و حقوق آن…………………

در اظهار مطالب به مجلس شورای ملی……………

عنوان مطلب از طرف مجلس…………………….

در شرایط تشکیل مجلس سنا……………………

حقوق ملت ایران……………………………

قوای مملکت……………………………….

حقوق اعضای مجلسی………………………….

حقوق سلطنت ایران………………………….

راجع به وزراء ……………………………

اقتدارات محاکمات………………………….

تجدید نظرات و تغییرات قانون اساسی مشروطیت……

عدم تجانس اصول قانون اساسی مشروطیت………….

اجمالی از اثرات مثبت انقلاب مشروطیت………….

خاندان پهلوی و دین اسلام……………………

سوم- ایران از انقلاب اسلامی به بعد……………

تولد قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران…………

کرنولوژی سقوط پادشاهی پهلوی………………..

تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران………..

فصل دوم- شکل و محتوای نظامی جمهوری اسلامی ایران

کلمه «جمهوری» بیانگر شکل حکومت است………….

حکومت یک تن………………………………

حکومت عده‌ای معدود…………………………

حکومت عده‌ای بیشمار………………………..

تقسیم بندی شکل حکومت از نظر ارسطو…………..

نقدی بر تقسیم بندی شکل حکومت……………….

نتیجه……………………………………

کلمه «اسلامی» مبین محتوای نظام است…………..

فصل سوم- مبانی اعتقادی نظام جمهوری اسلامی ایران

ویژگی بنیادی نظام جمهوری اسلامی ایران………..

ایمان به خدای یکتا- (توحید)………………..

ایمان به وحی الهی- (نبوت)………………….

ایمان به معاد و نقش سازنده آن در سیر تکاملی انسان بسوی خدا- (معاد)………………………………………..

ایمان به عدل خدا در خلقت و قانونگذاری- (عدل)…

ایمان به امامت و رهبری مستمر- (امامت)……….

کرامت انسان و ارزش والای انسان………………

فصل چهارم- حاکمیت مذهبی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

حاکمیت مطلق از آن خداوند است……………….

نتیجه فصل………………………………..

فصل پنجم- حاکمیت ملی در جمهوری اسلامی ایران

اول- مفهوم……………………………….

حاکمیت اقتداراتی مطلق و عالی است……………

اراده عمومی در کشورهای غربی………………..

مفهوم حاکمیت در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.

نتیجه……………………………………

دوم- اعمال حاکمیت ملی……………………..

رفراندم «تایید استقرار» جمهوری اسلامی ایران…..

انتخابات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی……….

رفراندم «برای تایید» قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

اعمال حاکمیت ملی، از زمان تدوین قانون اساسی….

اول- راه انتخابات…………………………

انتخابات ریاست جمهوری……………………..

انتخابات اولین دوره ریاست جمهوری……………

انتخابات دومین دوره ریاست جمهوری……………

انتخابات سومین دوره ریاست جمهوری……………

انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی………..

انتخابات مجلس خبرگان………………………

دوم- راه رفراندم………………………….

فصل ششم- تفکیک قوا در جمهوری اسلامی ایران…….

نگرش اسلام به تقسیم امور و وظایف عمومی……….

نتیجه……………………………………

فصل هفتم- حقوق و آزادی‌هایی فردی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران- حقوق ملت…………………………………

کلیات……………………………………

تساوی حقوق افراد………………………….

مصونیت جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض

منع تفتیش عقاید، وجود آزادی نشریات و مطبوعات…

منع بازرسی و نرساندن نامه‌ها و غیره………….

آزادی احزاب و اجتماعات…………………….

حق داشتن شغل، برخورداری از تامین اجتماعی و غیره

منع دستگیری و توقیف افراد………………….

حق دادخواهی، حق داشتن وکیل…………………

منع هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار…………..

علنی بودن محاکمات…………………………

فصل هشتم- رهبری در جمهوری اسلامی ایران……….

اول- کلیات……………………………….

مقدمه……………………………………

تولد دولت اسلامی…………………………..

تشیع چگونه پیدا شد؟……………………….

شیعه چگونه بوجود آمد؟……………………..

«مفهوم قدرت از دیدگاه شیعه»………………..

دوم- رهبری در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران…

نگاه کلی

- در این مقدمه به زبان فرانسه که در دفاع نیز گذشته نوشته شد.

فصل اول: تاریخچه حقوق اساسی

۱٫ جغرافیای طبیعی ایران

مرزهای کشور ما، از زمان حمله عرب‌ها، کشور گشایی سلجوقیان، و تسلط مغول‌ها و تیموریان و…. تغییرات زیادی را پذیرا شده‌اند. در حال حاضر، ایران، در شرق به کشورهای افغانستان و پاکستان و در غرب، به کشورهای ترکیه و عراق محدود است. تنها کشور همسایه در شمال، با مرز مشترکی بطول بیش از ۱۰۰۰ کیلومتر، اتحاد جماهیر شوروی است. بالاخره، در جنوب، کشورمان، منتهی به خلیج فارس و دریای عمان می‌شود.

۲٫ ایران، با ۱۶۴۸۰۰۰ کیلومتر مربع مساحت، دارای وسعتی معادل مجموع وسعت کشورهای؛ فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، انگلستان و سویس است (سه برابر مساحت کشور فرانسه).

کشوری است با آب و هوای متنوع؛ گرم در سواحل خلیج فارس، مطبوع و خشک در فلات و ملایم مدیترانه‌ای در سواحل دریای مازندران.

نژاد اکثریت مردمان این مرز و بوم آریایی، زبان و خط رسمی و مشترک اینان فارسی، و دین رسمی‌شان اسلام و مذهب جعفری دوازده امامی است.

۳٫ نگاهی اجمالی بر تاریخ سیاسی- مذهبی ایران

کشوریی کهنین همان همانند جهان، لیک و پیوسته در حال جوان شدن، از آن، با ایقان از ابدیت.

آنگاه که کشور گشایان یونانی را رام، بر فرمانروایی رم پیروز، فاتحین تازی را در خویش هضم، باقی و مستمر از مغول، برافراشته در برابر تجاوز بنا حق بعثیون عراقی، محرکین و حامیان آنها، ….، معترض و هشدار از ستم و جفای حکمرانان بیگانه و دون اندیشه..

چه می‌توان نگران آینده بود؟

۴٫ بهترین برهان بر وجود و ماندگاری ابدی این کشور همانا که توانسته است تا به امروز وجود داشته و مانده باشد، به رغم دنیای فراز و فرود، افتخار و خفتش، پیروزی و مغلوبیش، رفعت و حضیضش، جذب و هضمش، و….. که به تکرار جراحات برداشته و صدمه‌ها دیده، شتم‌ها شنیده و ستم‌ها کشیده زانوانش جرح برداشته، بازوانش ضرب و قلبش زخم خورده، لیک و همواره از شکستگی پشتش به دفاع آمده است و جلوگلیری کرده است.

که آفریدگار جهان نگهدار آن بوده و هم مست و هم خواهد بود.

۵٫ ملتی که در طول تاریخ وجودش، مگر دورانهای کوتاه و سراب گونه، زیر لگد و چکمه واغلین استبداد حاکمان بی خیر از خدا و خلق خدا بیگانه و با گانه یسر برده و با اینکه به اعتراف اهل بصرت، از با استعدادترین ملت‌ها محسوب می‌شود، بلحاظ همین مستبدی و کوتاه نظری حاکمش و سلب آزادی‌های حیاتی و شروع او نتواسته است در ردیف ملتهای مترقی جهان قرار گیرد. هوش و لیاقت فطری و خدادادی خویش را در راه تعالی و ترقی بکار برده و در عرصه بین المللی نشان دهد.

تاریخ سیاسی- مذهبی کشورمان به دو دوره تقسیم می‌شود:

اول- ایران باستان                  دوم- ایران اسلامی

۶٫ اول- ایران در ادوار پیش از اسلام (ایران باستان)

«اهورا مزدا» خدایی است بزرگ، اوست که ما فوق خدایان است، اوست که آفریدگار آبها و زمین است، اوست که انسانها را آفریده و سلطنت را او به «کوروش» عطا کرده است.

این اعتقاد ایرانیان در عصر هخامنشیان بوده است. در این دوران بود که دین زرتشت در ایران آغاز و در تمام امپراطوری پراکنده شد.

پادشاهان اشکانی به ادیان خارجی با دیده احترام می‌نگریستند.

۷٫ ساسانیان، دولتی ملی تشکیل دادند که متکی بر دینی ملی، یعنی دین زرتشت، بود. این اتحاد ملی و مذهبی پایدار نبود و هر چند زمانی مورد خدشه و تزلزل قرار می‌گرفت.

ولی، آنگاه که ایران اتحاد سیاسی‌اش را درمی‌یافت، یگانگی مذهبی‌اش را نیز باز می‌گرفت.

از نظر سیاست خارجی، این خاندان می‌بایست مدام در مبارزه باشد، علیه رومیان در غرب، علیه قبایلی دیگر در شرق و آن دیگری در شمال.

این جنگ‌های طولانی و فرسایش، زبد بر شورش‌های روسای ارتش داخلی، استبداد سیاسی- مذهبی شاهان، رقابت‌های خشونت بار و خولین، مبارزات طبقاتی اختلافات مذهبی، بی نظمی و هرج و مرج اداری و….. امپراتوری را به ضعف و در فرجام به سقوط سوق داد.

۸٫ با فتح ایران توسط تازیهای تازه مسلمان (۶۴۳ میلادی) دین زرتشت به تدریج جای خود را به دین اسلام داد.

۹٫ از سازمان حکومتی، اولین دولت ایرانی، مادها، هستند وافی به منظور در دست نیست.

۱۰٫ حکومت هخامنش، سلطنتی مطلقه بود. پادشاهان این سلسله، به تمثیل بسیاری از سلاطین آن زمان، مدعی بودند که از جانب خداوند تعیین و برگزیده شده‌اند.[۱]

مردم در‌امر حکومت نقش و دخالتی نداشتند. با وجود این، سجایای اخلاقی پادشاهان هخامنشی و احترامی که آنها بعقاید مذهبی و آداب و رسوم اجتماعی میگذاشتند فشار استبداد را برای مردم قابل تحمل می‌ساخت.

۱۱٫ امور کشور را شاه شخصا «به کمک چند نفر از مشاوران نزدیک خود، که در راس آنها وزیر اعظم بود، اداره می‌کرد. این اخیر، که آنرا هزاربد می‌خواندند، بعد از پادشاه، مهمترین مقام مملکت بود. و در عین حال مهر دار و فرمانده گارد مخصوص شاه (سربازان جاوید) بود.

امپراطوری هخامنشی، قبل از داریوش بزرگ، سازمان سیاسی- اداری مرتبی نداشت. اما، این‌پادشاه برای‌اولین بار در‌تاریخ، سازمانی بوجود آورد که مورد تقلید و اقتباس دیگر‌ملتها هم قرار گرفت. سازمان سیاسی- اداری داریوش براساس سیستم مرکزیت و تقویت قدرت پادشاه استوار بود.

۱۲٫ داریوش، امپراتوری خد را به ۲۰ ساتراپ تقسیم کرد. در راس هر ساتراپ‌ها یک نفر مامور کشوری بنام ساتراپ قرار داده. ستراپ‌ها را پادشاه به میل و نظر خود منصوب و معزول می‌کرد، در هر ساتراپی امور کشوری از امور لشکری جدا بود.

همچنین بازرسان‌مخصوص وجود داشتند که آنها را «چشم و گوش شاه» مینا میدند. اینان، ماموران بسیار مقتدری بودند که کارهای دولتی را بازرسی کرده، نتیجه را مستقیما به پادشاه گزارش می‌دادند.

۱۴٫ دوره سلوکیها و اشکانیان

حمله اسکندر مقدونی به ایران، که در پی آمد تصادم و برخورد سیاست هخامنشیان با سیاست یونانیها در سال ۳۳۰ قبل از میلاد مسیح، اتفاق افتاد، موجب تصادم در شرق و غرب و رواج زبان، فلسفه، فرهنگ، آداب و رسوم یونانی در ایران و سایر نقاط مفتوحه شد. اسکندر که در آغاز بعنوان یک انتقامجو «تخت جمشید» را آتش زد، در اواخر تغییر‌عقیده داد و‌تحت نفوذ تمدن ایرانی‌ها قرار گرفت. او، اینان را به کارهای مهم گماشته و دربار خود را به رسم پادشاهان ایرانی ترتیب می‌داد.

۱۵٫ اسکندر، به پیروی از پند استاد خود ارسطو، که گفته بود: «تفرقه بینداز و حکومت کن»، ایران را به قطعات کوچک تقسیم و هر یک را به فرمانروایی سپرد. اما مرگ زود رس و نابهنگام او کار را ناتمام گذاشت امپراتوری عظیم او قطعه قطعه شد و سلسله یونانی سلوکی، که جانشین اسکندر در ایران شدند و مدتی حکومت داشتند، کاری از بپیش بنردند.

۱۶٫ اشکانیان، که از اقوام اصیل ایرانی بودند بزودی بساط حکومت آنها را برچیدند و دولت بزرگ اشکانی را، که مدت چند قرن دوام یافت، تاسیس نمودند (۲۵۰ قبل از میلاد تا ۲۲۶ میلادی)

اشکانیان در سیستم سیاسی- اداری ایران تجدیدنظر نکردند و به ترکیب ایالات که بوسیله سلاطین و امرای محلی اداره می‌شد، دست نزدند. فقط آنها را تابع خود نمودند.

۱۷٫ در‌این زمان، سلطنت‌در عین حال که حق انحصاری خانواده اشکانی بود. موروثی نبود. یعنی لزوما سلطنت از پدر به پسر نمی‌رسید. بلکه پس از مرگ پادشاه، شورای بزرگان، جانشین او را بدلخواه معین می‌کرد. اگر اختلافی میافتاد، شمشیر در میانه حکم می‌شد هر طائفه یکی از شاهزادگان اشکانی را انتخاب کرده برای رسانیدن او، به مقام شاهنشاهی، کوشش می‌نمود.

امپراتوری اشکانی، مرکب از شش یا هفت حکومت بزرگ محلی بود. در راس همه آنها شاهان کوچک قرار داشتند که از طرف پادشاه بزرگ اشکانی منصوب شده بودند. شاه بزرگ از آنها جز اطاعت و انقیاد و دادن خراج و سپاه چیز دیگری نمی‌خواست. هر یک از حکومت‌های مزبور نیز به نوبه خود مرکب از چند امیر نشین بودند.

۱۸٫ دوره ساسانیان (۶۵۲- ۲۲۴ میلادی)

ساسانیان، که بعد از اشکانیان بقدرت رسیدند، سیاست مرکزیت را در پیش گرفته، خود مختاری ایالات را از بین بردند و رژیم فئودالیته و ملوک الطوایفی را از ایران برانداخند.

اگر پادشاهان ساسای عنوان «پادشاه» را به برخی از حکام محلی می‌دادند، فقط برای حق شناسی و یا بعلل سیاسی بوده، زیرا حکام دیگر حق نداشتند که برای خود سپاه مخصوصی داشته و دربار ترتیب دهند و یا مقام خود را به وارث خود منتقل نمایند. تعقیب این سیاست که ضمنا متکی بر طرفداری از مذهب بود سبب شد که وحدت ملی ایرانیان تقویت شده و دولت واحد و مقتدری بوجود آید.

۱۹٫ ساسانیان، مذهب زرتشت را مذهب رسمی کشور اعلام نمودند و به این ترتیب قوانین اوستا، که حاوی قوانین سیاسی و مدنی و جزائی بود، جز قوانین رسمی دولت گردید.

بدین ترتیب، صفات ممیزه دولت ساسانی دو چیز بود؛ یکی تمرکز قوا و دیگری حمایت‌رسمی از دین زرتشت، که اگر عمل اول را تقلیدی از داریوش هخامنشی بدانیم، عمل دوم از ابتکارات ساسانیان بمشار می‌رود.

۲۰٫ در دوره‌ساسانیان، افراد جامعه به چهار طبقه تقسیم می‌شدند روحانیون، مشتمل بود بر قضات و علماء دینی (مغان، مویدان، و هیربدان) دستوران و معلمان.

طبقه دوم: نجباء یا جنگیان

طبقه سوم: دبیران، یعنی مستخدمین ادارات دولتی (منشیان، محاسبان، نویسندگان احکام محاکم، نویسنگان اجازه نامه‌ها و قراردادها و نیز مورخان و پزشکان و منجمان، که جزء این طبقه محسوب می‌شدند).

طبقه چهارم: کشاورزان و پیشه وران و بازرگانان که توده ملت را تشکیل می‌دادند.

۲۱٫ هر یک از طبقات مزبور از نظر سیاسی و مدنی، وضع حقوقی جداگانه امتیازات خاص داشتند و اختلاط و امتزاج آنها ممنوع بود. شاه، رئیس عالی تمام طبقات و مافوق سازمان حکومت مرکزی و تمام قوا در شخص او متمرکز بود. بعد از شاه، شخص مهم کشور وزیر بزرگ بود.[۲]

۲۲٫ دوم- ایران در ادوار بعد از حمله تازی‌ها

انقراض سلسله ساسانی، از زمان حمله تازیها، چند سالی بطول نجامید و حدود سال ۶۵۲ میلادی (۳۲ ه)، با مرگ یزدگرد سوم، آخرین پادشاه این خاندان پایان گرفت.


خــریــد ایــــن فـــایــــل

مطالب شابه مطلب فوق