آخرین مقالات

خانه » پروژه دانشجویی » ادبیات و زبان فارسی » دانلود پژوهش مقایسه‌ای خمریات ابونواس با منوچهری و حافظ

دانلود پژوهش مقایسه‌ای خمریات ابونواس  با منوچهری و حافظ

فصل اول: زندگینامه سه شاعر ……………… ۱

-ابونواس………………………… ۲

-منوچهری………………………… ۶

-حافظ…………………………… ۸

-پی نوشت فصل اول…………………. ۱۲

فصل دوم: باده و اساطیر مربوط به پیدایش آن .. ۱۳

-باده در لغت…………………….. ۱۴

-اساطیر مربوط به پیدایش باده………. ۱۵

-پی نوشت فصل دوم…………………. ۲۶

فصل سوم: پیشینه ی خمریه سرایی در میان اعراب و ایرانیان   ۲۷

-تعریف خمریات……………………. ۲۸

-خمر در شعر جاهلی………………… ۲۸

شاعران جاهلی که به شراب نوشیدن تفاخر می کردند     ۲۸

شاعران جاهلی که تا حدودی شراب را وصف می کردند     ۳۰

-خمریات در دوره اسلامی(زمان پیامبر و خلفای راشدین) ۳۵

-خمریات در دوره اموی……………… ۳۶

-وصف باده در اوستا……………….. ۳۷

-خمریات در ایران بعد از اسلام………. ۳۹

-خمریات غیر عرفانی……………….. ۴۰

-خمریات عرفانی…………………… ۴۳

-مناسبت اصطلاحات خمری با حالت بیخودی، فناورسیدن به وحدت ۴۴

-مناسبت اصطلاحات خمری با پخته شدن عارف. ۴۶

-مناسبت اصطلاحات خمری با فقر……….. ۴۶

-مناسبت اصطلاحات خمری با افشای راز….. ۴۷

-مناسبت اصطلاحات خمری با عقل ستیزی….. ۴۸

-مناسبت اصطلاحات خمری با غم زدایی…… ۴۹

-مناسبت اصطلاحات خمری در مبارزه با ریا کاری   ۴۹

-پی نوست فصل سوم…………………. ۵۱

فصل چهارم: ریخت و شکل خمریات ابونراس، منوچهری و حافظ ۵۴

-شکل خمریات ابونراس………………. ۵۵

-گرد کردن معانی خمری در یک قصیده واحد. ۵۵

-ارتباط معنایی یا وحدت فنی در محور عمودی قصاید    ۵۷

-عمیق کردن معانی خمری…………….. ۵۷

-مبارزه با سنت های جاهلی اعراب…….. ۵۹

-داستان پردازی خمری………………. ۶۱

-غالب بودن صورت بر محتوا………….. ۶۲

-بکار بردن لغات فارسی…………….. ۶۴

-بیان عقاید شعوبی………………… ۶۵

-خمریات منوچهری………………….. ۶۶

-ارتباط معنایی یا وحدت فنی در محور عمودی شعر ۶۷

-داستان پردازی…………………… ۶۸

-دوری و بیزاری منوچهری از سنت های جاهلی ۷۰

-غالب بودن صورت بر محتوا………….. ۷۰

-خمریات حافظ…………………….. ۷۱

-پی نوشت فصل چهارم……………….. ۷۲

فصل پنجم: مقایسه مضامین خمری ابونواس، منوچهری و حافظ ۷۳

-وصف شراب……………………….. ۷۴

-اسامی مشترک…………………….. ۷۴

-اسامی غیر مشترک…………………. ۷۸

-نام هایی که ابونواس برای شراب آورده است ۷۸

-نام هایی که منوچهری برای شراب آورده است ۹۳

-نام هایی که حافظ برای شراب آورده است. ۹۴

-وصف کیفیت و چگونه نوشیدن شراب…….. ۹۹

-وصف قدمت شراب…………………… ۹۹

-وصف رنگ شراب ………………….. ۱۰۱

-بوی شراب………………………. ۱۰۳

-وصف مزه شراب…………………… ۱۰۵

-روشنی شراب…………………….. ۱۰۷

-تشبیه شراب به آفتاب…………….. ۱۰۸

-تشبیه شراب به چراغ……………… ۱۰۹

-تشبیه شراب به آتش………………. ۱۰۹

-تشبیه شراب به شمشیر…………….. ۱۰۹

-تشبیه شراب به صبح………………. ۱۱۰

-شراب خام یا پخته……………….. ۱۱۱

-حباب های شراب………………….. ۱۱۲

-وصف شراب صاف…………………… ۱۱۳

-تشبیه شراب به اشک………………. ۱۱۴

-تشبیه شراب به جان………………. ۱۱۴

-شرایط و چگونگی نوشیدن شراب………. ۱۱۶

-شراب خواری در شب و صبح …………. ۱۱۷

-نوشیدن شراب در فصل بهار…………. ۱۱۹

-شراب نوشیدن در جشن ها واعیاد…….. ۱۲۱

- واکنش حکومت ها به شراب نوشی…….. ۱۲۴

-جرعه افشاندن بر خاک ……………. ۱۲۸

-به یاد کسی شراب نوشیدن …………. ۱۳۱

-بانگ نوشانوش…………………… ۱۳۲

-نوشیدن سه جام پیاپی…………….. ۱۳۴

-نوشیدن چهار جام بر اساس چهار طبع…. ۱۳۴

-رطل گران گرفتن…………………. ۱۳۵

-وصف تاثیر بر نوشنده…………….. ۱۳۷

-شراب باعث زدودن غم از نوشنده میشود.. ۱۳۷

-شراب قدرت تشخیص نیروی عقل نوشنده را زایل میکند   ۱۳۸

-شراب به نوشنده شادی می بخشد……… ۱۳۹

-شراب به جان قوت و نیرو می بخشد…… ۱۳۹

-شراب به نوشنده شجاعت می‌بخشد……… ۱۴۰

-شراب باعث آشکار شدن اسرار نوشنده میشود ۱۴۰

-شراب باعث دوری از بخل میشود……… ۱۴۰

-شراب باعث بی خوابی میشود………… ۱۴۱

-در صورت شراب خوردن زیاد انسان قادر به راه رفتن نیست و باید برای حرکت بر روی شکم بخزد……. ۱۴۱

-شراب باعث ضعف و سردرد میشود……… ۱۴۲

-شراب باعث میشود نوشنده عرق کرده و چشم ها و گونه هایش به سرخی گرایند…………………….. ۱۴۳

-شراب باعث عبوس شدن نوشنده میشود …. ۱۴۴

-وصف آلات شراب نوشی………………. ۱۴۵

-نام آلات پرورش و نوشیدن شراب……… ۱۴۶

-نام های همسان………………….. ۱۴۶

-نام های غیر همسان………………. ۱۴۸

-توجه به اساطیر در مورد آفرینش جام ها ۱۵۲

-وصف ظروف با اشکال مختلف…………. ۱۵۳

-مانند کردن ظروف شراب به پرندگان….. ۱۵۴

-جام های منقش…………………… ۱۵۴

-مانند کردن ظرف شراب به چراغ……… ۱۵۵

-مانند کردن ظرف شراب به خوشه پروین… ۱۵۶

-مانند کردن ظرف شراب به نمازگزار….. ۱۵۶

-وصف خم شراب……………………. ۱۵۹

-وصف مجلس شراب………………….. ۱۶۱

-وصف ساقی………………………. ۱۶۲

-نحوه آرایش ساقی………………… ۱۶۳

-لذت بردن از چشم ساقی……………. ۱۶۸

-لذت بردن از لب های ساقی…………. ۱۶۸

-لذت بردن از گونه های ساقی……….. ۱۶۹

-لذت بردن از آب دهان ساقی………… ۱۷۰

-پیر می فروش……………………. ۱۷۱

-تشخیص…………………………. ۱۷۴

-لذت بردن همه حواس ……………… ۱۷۴

-لذت گرایی……………………… ۱۷۵

-امیدواری به بخشش خداوند…………. ۱۷۶

-گوش ندادن به نصیحت ناصحان……….. ۱۷۶

-دفن شدن در زیر تاک انگور و یا شسته شدن با باده   ۱۷۷

-استفاده از طنز برای رسوایی زاهدان… ۱۷۸

-مبارزه با رذیلت های اخلاقی……….. ۱۷۹

-تاثیر فلسفه و عفان بر خمریات ابونواس و حافظ ۱۸۱

-فرجامین سخن……………………. ۱۸۴

-همانندی ها از لحاظ توصیفات………. ۱۸۶

-همانندی ها از لحاظ فکری…………. ۱۸۸

-تفاوت ها از جهت توصیفات…………. ۱۸۸

-تفاوت ها از جهت فکری……………. ۱۸۸

-پی نوشت فصل پنجم ………………. ۱۹۰

-کتابنامه ……………………… ۱۹۲

-پیوست شماره ۱………………….. ۱۹۸

-پیوست شماره ۲………………….. ۲۴۶

ابونواس

ابونواس حسن بن‌هانی بن عبدالاول بن صباح مکنّی به ابونواس، از شاعران برجسته ی دوره ی عباسی بود. وی در یکی از روستاهای اطراف اهوازدر سال ۱۴۵ هـ.ق بدنیا آمد. در مورد ملیت پدرش‌هانی روایات مختلفی ذکر کرده اند. بعضی‌ها می‌گویند از مردم دمشق و جزو سپاهیان مروان آخرین خلفای عباسی بود. عده ای دیگر هم او را ایرانی الاصل خوانده اند. اما مادرش جلبان مسلما ایرانی است.

هنگامیکه ابونواس دو یا شش ساله بود به همراه پدر و مادر به بصره آمد. شهری که ابونواس پس از این سفر تا سن سی سالگی در آنجا اقامت گزید. چون حسن به سن درس خواندن رسید، پدر او را نزد کسی فرستاد تا قرآن را به او تعلیم دهد. پس از مدت کوتاهی پدر او بمرد و مادر سرپرستی او را بر عهده گرفت. او مجبور شد حسن را بعلت تهیدستی به مغاز عطاری بفرستد، تا با مزد اندکی که از عودتراشی عاید او می‌شد، به امرار معاش خانواده کمک کند. اما با اینکه ابونواس در بازار دستهایش به کار عود تراشی مشغول بود، لیکن دلش همچنان شیفته ی علم و ادب بود. بصره، شهر محل سکونت او، که در آن زمان از مراکز علم و فرهنگ بود، محدثان و راویانی مطلع، چون اصمعی و ابوعبیده، و نحویان و لغت شناسان بنامی چون ابوزید انصاری را در خود می‌دید. این مساله باعث شد که شیفتگان این علوم از هر جایی به جانب بصره روانه شوند. ابونواس هم که بسیار شیفته ی علم و دانش بود، فرصت را مغتنم شمرد و نزد ابوعبیده و خلف الأحمر پیشوای اهل لغت رفت و زانوی شاگردی زد. وی در آموختن علم و دانش بسیار کوشا و خستگی ناپذیر بود، بطوریکه ابن خلکان در تاریخ خود از اسماعیل بن نوبخت روایت می‌کند که گفت: «هیچ کس را ندیدم که دامنه ی علمش از ابونواس گسترده تر یا محفوظاتش از او بیشتر باشد، با آنکه کتاب اندکی در اختیار داشت».(۱) خلف الأحمر استاد او در این راه کمک شایانی به او کرد، وی همچنین به ابونواس اجازۀ سرودن شعر نداد، تا آنگاه که او ابیات فراوانی از نیکوترین اشعار عرب را از بر کرد.

در دوره ی عباسی لهو و لعب و بی بند و باری رواج عام یافته بود. درهر شهر ودیاری ازقلمرو حکومت اسلامی، بویژه بغداد و بصره، بانگ نوشانوش باده گساران به گوش   می‌رسید. ابونواس که دراین زمان تازه به دوران جوانی خود پا گذاشته بود، خیلی زود شیفته ی مجالس و محافل باده گساری شد. او درهمین مجالس با شاعر دیگری به نام والبه بن حباب آشنا شد. والبه که خود سرآمد عشرتجویان زمان بود آتش هوی و هوس را در او افروخته تر کرد و چنان ابونواس را برانجام این گونه اعمال برانگیخت که در بی‌بندوباری ولاابالیگری همتای او شد. اما همۀ این عوامل باعث نشد تا ابونواس از آموختن علم بازماند و با اینکه پیوسته به مجالس باده گساری وفسق و فجور رفت و آمد داشت، به علم آموزی نیز اشتغال می‌ورزید ابونواس برای اینکه به زبان عربی کاملا مسلط شود مدتی را در بادیه میان اعراب بدوی گذراند.

بعد از این دوران او با تکیه بر علم ودانش خود راهی بغداد شد تا در آنجا مالی گرد بیاورد و به وسیلۀ آن مخارج عیش و نوش خود را تأمین نماید. ورود او به بغداد در حدود سال ۱۷۹ هـ.ق اتفاق افتاد. در همین زمان‌هارون الرشید هم موفق شد تا زمام خلافت را بدست گیرد. خاندان برمکیان در آن ایام عهده دارمنصب وزارت بوده و رتق و فتق بیشتر امور مربوط به خلافت توسط آنان صورت می‌گرفت. ابونواس برمکیان را مدح کرد و از آنها جوائز و صلات گرانبها دریافت کرد. اما بعد از مدت اندکی از آنان نومید شد و به آل ربیع پیوست. آل ربیع خاندانی صاحب جاه و ثروت بودند که با برمکیان رقابت می‌کردند. بیشترین مدایح ابونواس متعلق به آل ربیع می‌باشد و جوائز بسیاری نیز از سوی آنان به ابونواس اهدا شد.

ابونواس بدلیل شیوه ی زندگیش در اوایل کار چندان مایل نبود که به دربار نزدیک شود. اما پس از سرکوبی برمکیان و به قدرت رسیدن فضل بن ربیع به وسیله ی او به دربار خلافت نزدیک شد.این واقعه که در سال ۱۸۷ هـ.ق اتفاق افتاده بود، با پیروزی‌هارون‌الرشید بر قیصر روم مصادف شد. ابونواس خلیفه را بخاطر این پیروزی مدح کرد و از این پس بود که شاعر قصاید دیگری نیز در مدح‌هارون سرود. اما طولی نکشید که رفاه و آسایش او به رنج و ناکامی مبدل شد و خلیفه ابونواس را بخاطر باده‌گساری بی رویه و متهم شدنش به زندقه و نیز برای قصیده ای که در ذم قبایل عدنان سرود، بر او خشم گرفت و او را به زندان افکند. حبس او چهار ماه به طول انجامید. ابونواس که تا آن زمان چنین وضع مشقت بار و طاقت فرسایی را در زندگی تجربه نکرده بود، از این وضع به تنگ آمد.بنابراین با سرودن چندین قصیده از خلیفه پوزش خواهی و طلب عفو و بخشش می‌کند.

وقتی از زندان آزاد شد قصد کرد تا به مانند گذشته به باده گساری و عیش و نوش روی بیاورد، اما با دست خالی چنین امکانی برایش فراهم نبود. بنابراین راهی مصر شد و در آنجا به خصیب، امیر مصر که متولی دیوان خراج بود، پیوست. ابونواس خصیب را برای کسب صله و جوائز مدح کرد. امیر هم به او جوائزی عطا کرد. اما چون این جوائز و صلات با آنچه در بغداد نصیب او شد برابری نمی کرد، تصمیم گرفت دوباره به بغداد برگردد، ابونواس هنگامی که به بغداد رسید، زبان به هجو امیر خصیب گشود و از او بخاطر بخل و عدم بخشش فراوان به بدی یاد کرد.

بعد از گذشت چند صباحی از بازگشت او به بغداد، چیزی طول نکشید که اوضاع بروفق مراد او شد و آرزویی که همیشه در دل داشت برآورده شد. او بعد از آشنایی با امین در دورۀ جوانی، پیوسته آرزو می‌کرد، امین بر تخت خلافت نشسته تا او نیز از این طریق بتواند به ساز و نوایی برسد. بنابراین اکنون که آرزوی دیرینه ی او به مرحلۀ عمل رسیده و یار و ندیم یکدل او در شراب خواری بر تخت نشسته بود، شادمانه و به آواز بلند باده نوشی خود را عیان کرده و میگفت؛(۲)

الا فاسقنی خمرا و قل لی هی الخمر

ولا تسقنی سرا اذا أمکن الجهر

اما این اوضاع بیش از دو سال بطول نینجامید و با بالا گرفتن اختلافات امین با مأمون برادرش، حسن بن سهل که از طرفداران مأمون بود، با تکیه بر همین بیت ابونواس، قتل امین را جایز اعلام کرد. هنگامی که این سخن به گوش امین رسید، برخوردبیمناک شد وبرای اینکه منتقدان خود را خاموش کند، ابونواس را به زندان افکند. امین پس از سه ماه با این پیش شرط که دیگر باده گساری نکند، او را آزاد کرد.

پس از مرگ امین درسال ۱۹۸ هـ.ق ابونواس به شدت نا امید و محزون شد و چون به پیری نیز نزدیک شده بود از اعمال گذشته اش پشیمان شد و توبه کرد. او مابقی عمرش را با تکیه بر عفو خداوند به زهد و عبادت گذراند. تا سرانجام درسن ۵۴ سالگی در بغداد وفات یافت. از ابونواس دیوان شعری برجا مانده که به چندین بخش شامل: خمریات، غزلیات، مدایح، هجویات، وصفیات، طردیات، زهدیات تقسیم بندی شده است. دیوان او بارها در بیروت و قاهره به چاپ رسیده است.

منوچهری

ابوالنجم احمد بن قوص بن احمد از جمله شاعران خوش قریحۀ فارسی در نیمۀ اول قرن پنجم هجری است. تخلص وی یعنی منوچهری ظاهرا از نام ، فلک المعالی منوچهر بن قابوس گرفته شده است، گویا شاعر در اوایل کارش به خدمت این امیر زیاری مشغول بوده و از این جهت بر نام خود را نیز از نام همین امیر اخذ کرده است. پس از فوت فلک‌المعالی از مازندران آهنگ ری کرد و در آنجا به خدمت علی بن عمران و طاهر دبیر عمید عراق از جانب سلطان مسعود رسید. منوچهری در قصیده ای که در مدح علی بن عمران به مطلع زیر سروده به این سفر خود اشاره کرده و می‌گوید:(۳)

سوی تاج عمرانیان هم بدینسان

بیامد منوچهری دامغانی

او پس از عزل طاهر و آمدن بو سهل حمدوی به جای وی و در اثنای جنگ علی بن عمران با علاء الدوله کاکویه و به وزارت رسیدن احمد عبدالصمد که در حدود سال ۴۲۴ هـ.ق رخ داد. عازم دربار مسعود غزنوی شد. از میان اشعار شاعر چنین برداشت می‌شود که او قبل از این سفر از طریق اطرافیان سلطان با او در ارتباط بوده و به همین دلیل سلطان او را از ری بر پشت پیل به حضور طلبیده است. منوچهری به دستور سلطان مسعود و به امید فضل و بخشش او و نیز به پشتگرمی احمد عبدالصمد وزیردانش دوست سلطان، قدم در راه نهاد و به درگاه سلطان رسید. از این زمان به بعد تا پایان عمر، شاعر در رکاب سلطان مسعود باقی ماند و زبان به مدح او گشود.

منوچهری به دلیل حضور در میدان‌های نبرد به همراه سلطان توصیف‌های فراوانی از صحنه‌های نبرد در اشعار خود آورده است. وی همچنین افراد سرشناس زیادی را که در دربار به خدمت سلطان مشغول بودند مدح گفته، که از جمله آنها می‌توان به بوسهل زوزنی، ابوالقاسم کثیر، عنصری، ابوحرب بختیار و … اشاره کرد. منوچهری شاعری لطیف طبع و شیرین بیان است که بدلیل انس با طبیعت، هرآنچه را که در طبیعت به چشم عیان رویت می‌کرد، به ذهن وقاد خود می‌سپرد و سپس دریافت‌های ذهنش را با قلمی توانا در قالب تشبیهات دقیق به تصویر می‌کشید. منوچهری پیوسته اشعار خود را به چاشنی معلوماتش آمیخته می‌کرد و این موضوع باعث پیچیدگی اشعار او شده است. او همچنین در زمینه ابداع و نوآوری قالب مسمط را اختراع کرد و خود نیز این قالب را به اوج رساند به طرزی که مقلدین او هنوز نتوانسته اند به اوج سخن وی برسند.

خــریــد ایــــن فـــایــــل

مطالب شابه مطلب فوق